صفى الدين محمد طارمى
436
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و محلّ طلبى - پس او مستغنى است از مجاهده ، خلاص و رهاست از تعب شوق و مشقّت مسافرت ، حقير مىشمارد آنچه را عظيم مىپنداشت از رنج و زحمت . « 1 » « و خلاص شده است از رعونت معارضات ؛ » يعنى آنكه خلاص عين جمع موجب فناى كلّ است . پس منكر نمىشود صاحب او چيزى را از آنچه صادر مىشود از مخلوقات ، و ظاهر مىشود از خلايق « 2 » از احكام تعيّنات و بشريّات . چرا كه او مىبيند كلّ افعال را از حقّتعالى و نمىبيند از براى خلق فعلى و نه تأثيرى و نه وجودى و نه رسمى و نه اثرى . پس مىبيند « 3 » آنكه مراد خداى تعالى از خلق چيزى است كه ايشان برآنند ، بلكه مىبيند « 4 » حقّ را متجلّى به صور اعيان ايشان ، مىكند آنچه مىكند « 5 » به مظاهر ايشان ؛ پس چگونه معارضه مىكند چيزى را از افعال ايشان به انكار كردن بر او ؟ ! و حال آنكه او مىداند آنكه معارضات از رعونات انفس است و وقوف انفس « 6 » است نزد رسوم خود ، و باقى نمانده است در شهود او رسمى از براى نفس خودش و نه از براى غير خودش ، پس معارضهاى نيست اصلا . « و افاده مىكند و فايده مىدهد مطالعهء بدايات را . » يعنى آنكه عبد مادامىكه باشد در سلوك ، فارغ نمىشود به سوى ملاحظه كردن بدايات ، از براى صدق قصد او به سوى محبوب به عدم التفات به غير ؛ پس التفات نمىكند به سوى ماوراى محبوب از احكام بدايات ، از براى چيزى كه پيشروى اوست از مهمّات ؛ پس هرگاه و اصل شد به عين جمع و استراحت يافت از طلب ، فارغ مىشود به سوى مطالعه كردن بدايات ، چنان كه سؤال كرده شد از جنيد قدّس سرّه از « نهايت » ، پس فرمود : « رجوع است به سوى بدايات » . « 7 »
--> ( 1 ) . اصل : - خلاص و رهاست . . . رنج و زحمت . ( 2 ) . اصل : - از خلايق . ( 3 ) . اصل : نمىبيند . ( 4 ) . اصل : مىبينند . ( 5 ) . اصل : مىكنند آنچه مىكنند . ( 6 ) . اصل : رعونات نفس است و وقوف از نفس . ( 7 ) . اثر حاضر ، ص 48 .